بسوی ظهور
نگاهی بسوی ظهور
چهار شنبه 29 خرداد 1392برچسب:, :: 13:8 :: نويسنده : امین
مثل هر بار برای تو نوشتم: دل من خون شد ازين غم، تو كجايی؟ و ای كاش كه اين جمعه بيايی! دل من تاب ندارد، " همه گويند به انگشت اشاره، مگر اين عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ ... تو كجايی؟ تو كجايی..." و تو انگار به قلبم بنويسی : كه چرا هيچ نگويند مگر اين رهبر دل سوز، طرفدار ندارد، كه غريب است؟ و عجيب است، كه پس از قرن و هزاره هنوزم كه هنوز است دو چشمش، به راه است و مگر سيصد و اندی نفر از شيفتگانش زياد است، كه گويند به اندازه يك «بدر» علمدار ندارد! و گويند چرا اين همه مشتاق، ولی او سپهش يار ندارد! تو خودت ! مدعی دوستی و مهر شديدی! كه به هر شعر جديدی، ز هجران و غمم ناله سرايی، تو كجايی؟ تو كه يك عمر سرودی «تو كجايی؟» تو كجايی؟ باز گويی كه مگر كاستی ای بُد ز امامت، ز هدايت، ز محبت، ز غمخوارگی و مهر وعطوفت تو پنداشته ای هيچ كسی دل نگران تو نبوده؟ چه كسی قلب تو را سوی خدای تو كشانده؟ چه كسی در پی هر غصه ی تو اشك چكانده؟ چه كسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟ چه كسی راه به روی تو گشوده؟ چه خطرها به دعايم ز كنار تو گذر كرد، چه زمان ها كه تو غافل شدی و ياربه قلب تو نظر كرد... و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی كجايی!؟ و ای كاش بيايی!
منبع :سایتhttp://www.kanoon-ansar.ir نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |